|
دنيا عقيم است كه مانند على بزايد |
|
|
|
|
نگارش یافته توسط عبدالرضا
|
|
10 فروردين 1388 ساعت 19:25 |
|
پس از گذشت سال ها از شهادت حضرت على (ع) , روزى عدى بن حاتم نزد معاويه رفت. معاويه مى دانست كه عدى يكى از ياران قديمى اميرالمؤمنين است, خواست كارى بكند كه شايد اين دوست قديمى كلمه اى عليه حضرت بگويد, از اين رو گفت : عدى! فرزندانت چه شدند؟! عدى گفت : در ركاب مولايشان على, با تو كه در زير پرچم كفر بودى, جنگيدند و كشته شدند.
معاويه گفت : عدى ! على درباره ى تو انصاف داد!
عدى گفت : چطور؟ معاويه گفت : پسران خود را نگهداشت و پسران تو را به كشتن داد.
عدى گفت : معاويه ! من درباره ى على انصاف ندادم. نمى بايست على امروز در زير خروارها خاك باشد و من زنده بمانم. اى كاش من مرده بودم و على زنده مى ماند!
معاويه كه ديد سخنانش اثرى ندارد, گفت : عدى ! الان ديگر كار از اين حرفها گذشته است چون تو زياد با على بودى دلم مى خواهد, مقدارى از كارهايش را برايم توصيف كنى.
عدى گفت: معاويه ! معذورم بدار!
معاويه گفت: نه , حتماً بايد بگويى !
عدىگفت : حال كه بايد بگويم , آنچه را كه مى دانم مى گويم, نه آنچه را كه مطابق ميل توست!
آنگاه عدى شروع به صحبت درباره ى على (ع) كرد و گفت : يكى از خصوصيت هاى او اين بود كه علم و حكمت از اطرافش مى جوشيد. على شخصيتى بود كه در مقابل ضعيف, ضعيف بود و در مقابل ستمكاران نيرومند. با اينكه در ميان ما بى هيچ تكبر و امتياز مى نشست, اما خداوند هيبتى از او در دل مردم قرار داده بود كه بدون اجازه اش نمى توانستيم حرفى بزنيم.
معاويه ! مى خواهم منظره اى را كه به چشم خود ديده ام , برايت باز گويم : در يكى از شب ها على را ديدم كه در محراب خويش با خدايش به راز و نياز پرداخته و محاسن شريفش را به دست مبارك گرفته , مى گويد : يا دنيا غرّي غيري ; اى دنيا , كسى غير از مرا فريب ده .
عدى آنچنان على (ع) را وصف كرد كه دل سنگ معاويه تحت تإثير قرار گرفت; به طورى كه با آستين , اشك هاى صورتش را پاك كرد . آنگاه گفت : دنيا عقيم است كه مانند على بزايد. |
|
تاریخ بروز رسانی ( 10 فروردين 1388 ساعت 23:26 )
|