|
چرا اسم حضرت على(ع) صريحا در قرآن نيامده است؟ |
|
|
|
|
نگارش یافته توسط عبدالرضا
|
|
10 فروردين 1388 ساعت 23:15 |
|
بحث علمی و کلامی با نگاه بر مشترکات شیعه و سنی :
هرچند در قرآن، آياتى وجود دارد كه به گفته شيعه و اهلسنت، جز بر على(ع) و برخى ديگر از امامان برهيچ كس ديگرى قابل انطباق نيست، همچون آيه ولايت (مائده، 55)، آيه مباهله (آل عمران، 61) و... ولى به خاطر مصالحى، نام آنان به صراحت در قرآن نيامده است که آنها عبارتند از
1. در قرآن تنها كليات مسايل را بيان كرده و تبيين جزئيات آن، به پيامبر(ص) واگذار شده است. شخصى به نام ابىبصيرمىگويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: «مردم مىگويند چرا از حضرت على (ع) و اهلبيت او نامى در قرآن كريم نيامده است؟» امام(ع) فرمودند: «به كسانى كه چنين اعتراضى مىكنند، بگوييد: همان گونه كه نماز در قرآن آمده، ولى سه يا چهار (ركعت) بودن آن مشخص نشده و پيامبر(ص) آن را براى مردم تفسير كرده، همچنين زكات (در قرآن) نازل شده، ولى مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا(ص) آن را براى مردم تفسير كرده و... همين طور در قرآن آمده است كه (اطيعوا الله و اطيعواالرسول و أولى الأمر منكم)؛ (نساء، 59) «از خدا و رسولش و اولىالامر اطاعت كنيد.» اين آيه درباره على و حسن و حسين، نازل شده و پيامبر(ص) فرمود: «هركه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست.» (يعنى همان گونه كه تفسير جزئيات نماز، زكات و حج به پيامبر(ص) واگذار شده كه دستورهاى الهى را به مردم برسانند معرفى «اولى الامر» نيز به ايشان واگذار شده تا آنها را به مردم معرفى كنند .)» سپس امام صادق(ع) ساير آيات و رواياتى را كه در اين باره آمده، ذكر فرمود.
2. يكى ديگر از حكمتهاى نيامدن نام على و اهل بيت: در قرآن، اين است كه در اين كتاب الهى، آياتى درباره اهلبيت(ع) نازل شده كه بهتر بود نام علی در آن نیاید ؛ مانند آيه 55 سوره مائده كه مىفرمايد:
«ولى و سرپرست شما تنها خداوند و پيامبرش و افراد مؤمن هستند؛ افراد مؤمنى كه نماز برپاى داشته و در حال ركوع زكات مىدهند.» دانشمندان شيعه و اهل سنت نقل كردهاند كه فقط حضرت على(ع) در حال ركوع انگشتر خود را به فقير داد. در نتيجه، تفاوتى نداشت كه خداوند متعال بفرمايد: «سرپرست شما خداوند و رسولش و حضرت على(ع) هستند.»، يا اين كه صفاتى از آن حضرت نقل كند كه منحصر به فرد بوده و تنها برحضرت على(ع) منطبق باشد. كسى كه به دنبال حقيقت باشد، از هردو گفتار، يك مطلب را مىفهمد.
3. اما دلیل اصلی به نظر ما این است که اگر نام حضرت على(ع) به صراحت در قرآن مىآمد، به احتمال نزديك به يقين، نااهلان قرآن را تحريف مىكردند و به خاطر خصومت با آن حضرت و محو و حذف نام ايشان از قرآن، در قرآن دست مىبردند؛ چنان كه تا مدتى تدوين احاديث پيامبر اكرم(ص) را به همين منظور، ممنوع كردند! ولى در صورتى كه با ذكر اوصاف گفته شود، ديگر افراد نااهل دست به تحريف آيات قرآن نزده و ولايت اميرمؤمنان على(ع) نيز براى حقيقت جويان در آینده نیز روشن مىشود.(به کتاب تبار انحراف و مهار انحراف مراجعه کنید).
پس يقين بدانيد كه اگر حتى در صد آيه به صراحت نام حضرت على(ع) مىآمد، اين عده آن آيات را از قرآن حذف مىكردند چرا که دیگری به خلافت رسیده بودو این آیات با خلافت آنها مطابقت نداشت و قرآن تحریف می شد و بعد آنها مىگفتند: «بقيه قرآن ما را كافى است.» و مردم نادان هم دم برنمىآوردند؛ چنان كه على(ع) و حضرت زهرا(س) را آن همه آزار دادند و مردم چيزى نگفتند. وانگهى خليفه اول و دوم كه صدها روايت از پيامبر(ص) را جمعآورى كرده و همه را سوزاندند.(مطالب بیان شده از قطعیات تاریخ و مورد قبول شیعه و سنی است) |